تبليغاتX
هنوز نمیدونم!



سلام

قبل اینکه بخوام ۲ تا مطلبو بگم:

ولادت با سعادت دهمین نور آسمون ولایت

حضرت امام هادی (ع)

بر

نوه شون٬ حضرت مهدی موعود (عج)

بابابزرگشون٬ آقاجون (ع)

و

خودمون خیلی مبارک

 

مطلب اول که تو حرم اتفاق افتاد مربوط میشه به پریروز یعنی ۲شنبه صبح ساعت ۸ تقریبا

اون یکی هم مربوط به ۵شنبه گذشته س


آقاجون ممنون

اذن دخول حرم تو "یا اباالفضله" ...

کنار آگاهی نشسته بودم و مشغول زیارت عاشورا (شایدم امین الله٬ درست به خاطرم نیست) بودم.

السلام علیک یا امین الله فی ارضه ...

یه دفه حاج خانمی از آگاهی بیرون اومد و نزدیک من٬ رو به بارگاه منور آقاجون ایستاد و مشغول صحبت کردن با موبایلش شد. پشت خط خانم جوانی بود ظاهرا.

حاج خانم از سالم بودن الهام (دخترش احتمالا) میگفت و میگفت خدا رو شکر به لطف امام رضا بعد آزمایش فهمیدن که خوش خیم بوده و چیز خاصی نیست.

صدای اشک آلودش نگاه منو به گنبد طلایی امام رضا گره زده بود

از اون خانم عذرخواهی و تشکر میکرد که مجبور شده بهش بگه٬ چون قلب پاکی داره و ساداتم هست و میدونسته دعاش رو خداوند اجابت میکنه

از سفره امام حسن مجتبی(ع) میگفت و ...

نهایتا گوشی رو به نشانه قدردانی رو به گنبد آقاجون گرفت تا اون خانم هم سلام و احوالپرسی (!) با آقامون داشته باشن.

خلاصه عشق و اخلاص و پاکی اون لحظات٬ حسابی ما رو تحت تاثیر قرار داده بود ...

خدا رو شکر

خدایا به حق امام مهربونیها همه مریضایی که صلاح میدونی رو شفا بده. الهی آمین


غیرتم غیرت جوونای قدیم

صبح ۵شنبه واسه خرید مایحتاج زندگی! رفتیم مغازه نزدیک خونه

بعد از خرید٬ همینکه از پله ها اومدم پایین با یکی از جوونای قدیم (پیرمرد!) برخورد کردم که طفلی کمرش زاویه ای تقریبا قائمه! داره و اگه نگیم ۹۰ درجه خمه حداقل ۸۹.۵ درجه خم هست. عصاییم داره که نزدیکترین دوستش تو دوران پیری محسوب میشه. قبلنم چند بار دیده بودمش و گفته بودم اگه کاری دارین من در خدمتم.

این بار هم گفتم: حاج آقا سلام. اگه کاری دارین٬ خریدی دارین من در خدمتم.

حاج آقا: علیکم سلام. ممنونم. الان پسر و دختری رو تو پارک دیدم ...

و شروع کرد به تعریف ماجرا که:

 آقا اینا تو پارک رو صندلی کنار هم نشستن و پسره (ببخشید من عذر میخوام!) دستشو رو (حاج آقا به یه جایی اشاره میکرد که من شرمنده ام!! نه میتونم اشاره کنم براتون! نه توصیفش کنم!!) ؟! دختره گذاشته. منم رفتم بهشون گفتم شما چه نسبتی با هم دارین پسره گفته ما نامزدیم. گفتم پس کو حلقه تون؟ گفته تو جیبمه. تو جیبشو الکی گشته بعدش گفت تو خونه مونه. گفتم کو شناسنامه هاتون حالا؟؟؟ گفته تو خونه س. منم با عصام زدم به پشت پاش (پشت ساقش) که چون ماهیچس فقط دردش بگیره! بعدشم گفتم پاشین٬ پاشین هر کار میخواین بکنین برین اون پارک پایینی (۲ کوچه پایینتر یه پارک دیگه هست که به نظر من محیطش خیلی دلگیره و خیلیم لات خونه س٬ در حالیکه پارک جلوی خونه خیلی محیط دلباز و سالمتری داره خدا رو شکر)٬ اینجا جای این کارا نیس.

صحبتای حاج آقا که به اینجا رسید منم شروع به تحسین و تمجید کردم ازش که باریکلا حاج آقا کار خوبی کردین. اینجا جای این کارا نیس ...

!


پی نوشت قسمت اول:

۱) خیلی حال داد اون زیارت

۲) ای آقاجون٬ شرمنده ام ...


پی نوشت قسمت ۲:

۱) باور کنین انقد خمیده شده این بنده خدا که آدم رحمش میاد

۲) ولی سرزنده و سرحاله ماشالا.

۳) کاش جوونای امروزی هم کمی بیشتر غیرت داشتن

۴) کاش بعضی شوهرا بیشتر غیرت داشتن ...


پی نوشت کلی!:

۱) امروز ۴شنبه س و روز زیارتی آقاجون:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

۲) تعداد مسافران کربلا این روزا رو به فزونیه. مثله اشکای ما ...

اولی که دیروز برگشتن. دومی که حاج آقای واحدی عزیز باشن دیروز داشتن میرفتن سمت نجف و وقتی دیروز عصر باهاشون صحبت کردم هنوز تو ایراتمون بودن. سومی هم ...

۳) یه مسافر خاصه خاصه خاص دارم که الان مکه واسه خودش حال میکنه. داداشم٬ فرهاد جانمو یادتون هست؟ داداش گلم

حالا این گل داداش ما٬ واسه بار دوم (حج تمتع) شده حاج آقا.

حاجی جان٬ قربونت برم٬ حجت مقبوله و سعیت مشکور عزیز دلم

دستای مهربونتو میبوسم و لطف و محبتت رو هرگز٬ از یاد نمیبرم

...

۴) هر کی هر جا دلش شکست:

                                            التماس دعا


عکسهای نماز عید سعید قربان ...

ایوون طلای صحن آزادی

صف نماز

مناجات

 


تبعیدی جان!

میشه یه Email به ما بزنین؟

ممنون


با اجازه عزیزان یه سفر چند روزه میرم

انشاالله ۱شنبه برمیگردم

عید همگی مبارک

حلال کنید ...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام

امشب شب عرفه س

فردا روز عرفه

من عرفه نفسه فقد عرف ربه ...

روز شناخت

شناختی که همراه با ایمان و یقین قلبی به یگانه معبود و معشوق هستی باشه ...

عرفه روز تولدی نو

عرفه روز شروعی دوباره

بر همگان مبارک و گرامی ...

این پست پارساله: شروع دوباره ...


پی نوشت:

۱) گزارش فردا رو همین جا بخونین ...

۲) امشب قصد رفتن به بهشت واسه دعای کمیل رو نداشتم. چون فردا واسه دعای عرفه از ظهر تا عصر اونجاییم و این یعنی اولین بار بعد از مدتهای مدیدی که من مشهد بودم و شب جمعه دعای کمیل نرفتم. اما مگه میشه ...؟ اگه هفته بعد نبودم که برم چی؟ پس میرم ...

۳) انشاالله چند دقیقه دیگه اتاقمو به مقصد بهشت به همراه شما عزیزان ترک میکنم.

۴) آه خدا ...

پخش زنده صحرای عرفات از شبکه های تی وی خون به دل آدم میکنه یا شایدم بهتره بگم آدمو عاشقتر میکنه ...

۵) خوش به حال همه اونایی که حجشون مورد قبول واقع میشه و خوش به حال اونایی که کربلان این روزا ... . چند تا مسافر کربلا دارم این روزا٬ یکی که خود "مسافر کربلا" باشه الان اونجاس ... خوشا به سعادتشان ...

۶) دیروز تجمعی در اعتراض به کشتار مسلمونای یمن در مقابل سرکنسولگری عربستان در مشهد برگزار شد. بلوار سجادو بسته بودن===> جلوی خونه ترافیکی بود عجیب!

۷) واسه ظهورش و سلامتی بیماران (آقای کوچک٬ سپهرمحمد٬ مریضای پشت پنجره فولاد٬ مریضای رو تخت بیمارستانا٬ مریضای روحی و روانی و ...) و رفع گرفتاریای مسلمانان (کشتار مسلمونای یمن٬ فلسطین و غزه٬ افغانستان٬ پاکستان٬ چین و همه مشکلات کوچک و بزرگ همه) ۵ مرتبه آیه شریفه ی:

امّن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء

امّن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء

امّن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء

امّن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء

امّن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء

 

۸) السلام علیک یا انیس النفوس ...


۱ ساعتی میشه از حرم برگشتیم

دعای کمیل و دعای شب عرفه

احساسات امشب رو نمیشه در قالب کلمات بیان کرد اما اگه بخوایم خلاصه کنیم:

ارباب و کربلا ...


آه ...


کسی که روز عرفه بره فوتبال از این بهتر نمیشه غلام جان!!

بخاطر رفقا و اینکه دلشون نشکنه رفتیم فوتبال٬ نتیجه اینکه چنان خطایی رومون کردن که با صورت رفتیم تو زمین کلا!

لب و زانو و کمر! ...

ولی خوبما!

تازه امروزم ساعت ۳ بازیه بعدیه! اگه نرم دلشون میشکنه!!:دی


ساعت ۶:۰۷ عصر شنبه:

سُر و مُر و گُنده در خدمتتونم!!

ناقص رفته بودم! ولی سالم برگشتم!!

حالم بهتر شد

فوتبال درمانیه دیگه! (در مقابل خرید درمانی خانما!!!!!!:دی)


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط غلام آقاجون
سلام

آقای من٬ یا اباصالح المهدی (عج)

آقاجونم٬ یا امام شهید و غریب

تسلیت تسلیت تسلیت ...

 

غربت از این بیشتر؟

این همه زائر میرن مدینه

این همه زائر میرن حرم پیامبر مهربانیها

حتی این همه زائر پشت پنجره های بقیع

اما

روز شهادت آقا امام محمد باقر مدینه خالیه

دیگه زائری نداره

دیگه کسی نیس که بره بقیع

...


پی نوشت:

۱) خدمت همه شما زائرین عزیز تسلیت عرض میکنم شهادت پنجمین امام و پیشوای معصوممون رو

۲) آخر برات یه گنبد طلا میسازیم             حرم مثه حرم امام رضا میسازیم ...

۳) این امام عزیز یکی از شاهدین وقایع روز عاشورا در کربلا بودن٬ در حالیکه تنها ۳ ساله شون بوده

۴) شمارش معکوس آغاز شده تا عاشورا: تنها ۳۳ روز ...


احادیثی از امام محمد باقر(ع):

 
 إستَشِر فى أمرِکَ الّذین یَخشَونَ اللّه

در کار خود فقط با کسانى مشورت کن که از خدا مى‏ترسند . 

 گزیده تحف العقول : ص ۴۶

 

عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد

دانشمندی که از علمش سود برند ، از هفتاد هزار عابد بهتر است .

بحارالانوار،ج75 ،ص173

 

لا یسلم احد من الذنوب حتی یخزن لسانه

هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد.

بحارالانوار،ج75،ص178

 

ان اعجل الطاعه ثوابا لصله الرحم

نزدیکترین و سریعترین طاعت در ثواب ، پیوند با خویشان است.

تحف العقول،ص303

 

اَلْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ، التَّفَقُّهُ فِی الدّینِ، وَ الصَّبْرُ عَلَی النائِبَهِ، وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَهِ.

تمام كمالات - معنوی و مادّی انسان - در فقاهت و شناخت دقیق و صحیح مسائل دین و معارف الهی است; و صبر و شكیبائی در مقابل ناملایمات، و نیز زندگی را با تدبّر و مدیریّت برنامه ریزی كردن می باشد.

تحف العقول، ص 213

 

لا تَنالُ وَلایَتُنا إلاّ بالعَمَل وَ الوَرَعی
کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل (شایسته) و دوری از گناهی

جهاد با نفس، ح 199

 

مَا عُبدَ اللهُ بشَیءٍ أفضَلَ مِن عِفَّةِ بَطن ٍ وَ فَرج ٍ

خداوند به هیچ عبادتی برتر از رعایت پاکی شکم و پاکی دامن عبادت نشده است

جهاد با نفس، ح 207

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم آذر 1388 توسط غلام آقاجون

السلام علیک یا شمس الشموس ...
گالری تصاویر